همزیستی انسان و حیواناتی که امروزه «شهری» مینامیم، در نقاط گوناگون جهان، به دلیل نیازهای دوسویه، از حدود ۳۵ هزار سال پیش آغاز، با انقلاب کشاورزی در ۱۰ هزار سال پیش و نیاز به محافظت از غلات و آذوقه تنگتر شده و با یک جانشینی در حدود ۹ هزار سال پیش، وابسته به عوامل اقتصادی اجتماعی و محیطی، تکامل و تنوع یافته و پیچیدهتر شده است و گورهای مشترک انسان و حیوان طی قرون در نقاط گوناگون جهان نشان از پیوندی مستمر و بیش از نیازهایی نظیر شکار و حفاظت از خوراک و دام و خانواده دارد.
سوزان حبیب – دکترای معماری و دلارام شکرابی، دامپزشک و دکترای تخصصی کلینیکال پاتولوژی: به نخستین روزهایی بیندیشیم که انسانها از روستانشینی به شهرنشینی روی آوردند: از زندگی بر مبنای تولید خوراک به زندگی بر مبنای تجارت و تعاملات اجتماعی باکیفیتتر. در روستا و شهر، زیست انسان همواره با زیست گیاه و حیوان همتارو پود و تعادل همیشه معیار بوده است. اگر پرندهای بر درختی آشیانه نمیساخت، گربهای در گوشهای از خانه زایمان نمیکرد، صدای سگی صاحبخانه را از حضور غریبهها خبردار نمیساخت ، خانه و شهر سالم نمیبود. در طول تاریخ، گسست این تعادل مساوی با آلودگی و شیوع بیماریها بود.
امروزه در دورۀ آنتروپوسن، یعنی، زمانهای که تغییرات ناشی از فعالیتهای انسانی در مقیاس سیارهای شباهت زیادی به تغییرات حاصل از برخورد یک سیارک به کره زمین داشته است، چه باید کرد؟ با گسترش راههای بینشهری و رونق گردشگری، مرز بین زندگی شهری و حیاتوحش کمرنگ تر شده است و دراینمیان حیوانات شهری در این مرزهای گنگ، سرگردانند. تغییرات، ناشی از فعالیتهای انسانی است، ولی بار نابرابر تغییرات را محیطزیست و جاندارانش متحمل میشوند و راهکارها قطعاً یکویگانه نیستند. معیار تنوع و هوشمندی راهکارها، برقراری تعادل است و خشنترینها در درازمدت ناکارآمد بودهاند. امروزه توصیهها مبتنی بر آموزش شهروندان، ایجاد محیطهای شهری دوستدار طبیعت و اقدامات پیشگیرانه با محتوای احترام به حق حیات تمامی موجودات است.
در مورد کنترل جمعیت حیوانات شهری، در یکسوی طیف طرفداران کشتار و از میان بردن حیوانات قرار دارند و در سوی دیگر حامیان تغذیۀ آنها. در اواسط طیف، اما کسانی با حرف و حاشیههای کمتر در میدان عمل دستبهکارند. حیوانات آسیبدیده را شناسایی و درمان و یا با ایجاد پناهگاهها در مقیاس بزرگتر فعالیت میکنند. عقیمسازی حیوانات شهری بیسرپرست از راهکارهای کارآمد در درازمدت تشخیص داده شده است و با ادامۀ زیست این جانداران و جلوگیری از زیست دشوار نسلهای احتمالی بعدی، فرصتهایی برای حفظ و سلامت حیات وحش نیز پدید خواهد آمد.
فواید عقیمسازی حیوانات:شاید هر یک از ما بچهگربهای بیمادر یا گربۀ مادری سرگردانِ یافتنِ فرزندان خود را در خیابانها دیده باشیم. متأسفانه بسیاری از مادران بر سر نزاع برای حفاظت از فرزندان خود یا حین پیدا کردن آذوقه برای آنها، از میان میروند، که عقیمسازی میتواند به کاهش این بحران کمک و از تولد نسلهای جدید حیوانات بیسرپناه جلوگیری کند.از نظر سلامت، حیوانات عقیمشده معمولاًعمر طولانیتری دارند. در مادهها، عقیمسازی خطر ابتلا به سرطان را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد و در نرها نیز، احتمال ابتلا به سرطان کمتر میشود؛ کاهش ریزش مو و رشد متناسب حیوان از دیگر فواید عقیمسازی است. رفتارهای حیوان هم پس از عقیمسازی متعادلتر و آرامتر میشود. در نرها، کاهش تمایل به پرسهزنی، فرار از خانه، جدال با حیوانات دیگر و نشانهگذاری قلمرو با ادرار دیده میشود و در مادهها، دورههای فحلی متوقف میشود که باعث کاهش جلب توجه نرها و جلوگیری از بروز رفتارهای عصبی میشود. بروز دورههای فحلی پیدرپی یکی از مهمترین عوامل فعال شدن بیماریهای غیرفعال در بدن حیوانات ماده است.
از منظر اجتماعی و محیطزیستی، عقیمسازی میتواند نقش مؤثری در کاهش مشکلات ناشی از حیوانات بیسرپرست، مانند انتقال بیماریها، حمله به انسانها یا دیگر حیوانات و تخریب منابع شهری داشته باشد. خوشبختانه چند سالی است که به لطف حامیان آگاه، بسیاری از حیوانات شهری بیمار یا آسیبدیده برای درمان و عقیمسازی نزد دامپزشکان برده میشوند.
در نهایت، عقیمسازی یک روش انسانی، مؤثر و علمی برای تضمین سلامت حیوانات و بهبود کیفیت زندگی آنهاست. این اقدام نه فقط نشانهای از مسئولیتپذیری انسانها و مراقبان و سرپرستان حیوانات، بلکه گامی مهم در جهت حفظ تعادل میان انسانها، حیوانات شهری و حیات وحش محسوب میشود.
دغدغهمندی مشترک:نگارندگان این نوشته در محلۀ زرگنده شمیران تهران زندگی میکنند. یکی آموزگار معماری است و دغدغهمند زیست و زیستمندان و زیستبوم و دیگری دامپزشکی اهل علم و عمل.
همسایگی در این بخش کوچک از پایتخت سبب توجه بیشتر به محیط زیست شهری مشترک، حیوانات شهری اطراف و همراهی و توانافزایی در رسیدگی به آنها شده است. هر ۲ میدانیم که همراهان بیشتری داریم و بسیاری از ایشان را نمیشناسیم هرچند شاهد تاثیرات نقش مثبت ایشان هستیم. مشاهداتمان از افزایش عقیمسازی، رسیدگی آگاهانه، افزایش کیفیت زیست و کاهش آسیبپذیری و تلفات حیوانات شهری در محله، ما را واداشت تا هم فرصتی فراهم آوریم برای قدردانی از همراهان آشنا و ناآشنا، در محله، شهر و یا کشور، و هم با نشر این موفقیت کوچک (و امیدواریم بلندمدت) به دیگر فعالان در این حوزه سلام و پیامی برسانیم و بگوییم: «شدنی است. سخت است. زمانبر است، ولی شدنی است. هیچ راهکار یکشبهای پاسخگو نیست و همزمانیِ آگاهی و اقدام علمی مستمر ضروری است».
شما چه نظری دارید؟